محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

142

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

اضطراب و وحشت همه را فراگرفته ، بانگى رعدآسا و گوش‌خراش ، همه را لرزانده ، به سوى پيشگاه عدالت ، براى دريافت كيفر و پاداش مىكشاند . واژه‌شناسى رنق الماء : آب آلوده گشت . مشرب : محل نوشيدن آب در رودخانه و غيره . ردغ مشرعها : ساحل آكنده از گل و آلودگى . يونق : به‌شگفتى مىآيد . يوبق : هلاك مىسازد . أفل القمر : ماه غروب كرد . سناد : هرچه كه به آن تكيه يا استناد مىشود . نافرها : كسى كه از آن روىگردان است . ناكرها : كسى كه آن را انكار مىكند . قمص الفرس : اسب دو دستش را با هم بالا گرفته و سپس بر زمين كوبيد . قنصت : شكار كرد . أقصدت : به هدف رسيد . أعلقت : پيوند داد . أوهاق : جمع « وهق » به معناى طناب است . لا تقلع : دست برندار . الاخترام : ريشه‌كن كردن . اجترم : دست به جنايت زد . اجترح : انجام داد .